مير تقي الدين كاشاني
161
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
هنگام جستوخيز شرايين نازكش * جمع آيد از نجابت چون نقش در نگين لاغر ميان كميت دواندى كه چون كنى * با فاى فربهيش مبدّل سر سرين از مدّ يال بر الف گردنش شود * در پيش چشم عقل عيان نقش آفرين بنگر در او چو گرم عرق مىشود اگر * بر روى آب ديدستى موج آتشين رفتِ خوشش به وصل مبدّل نموده هجر * نقش سمش به مهر موشّح نموده كين داغ تو گشته زيب سرينش ز هر دو سوى * يا مهر و ماه از دو طرف بسته بر سرين بازى كند به گوى زمين از كنار سم * گويى به ميخ بر سم او بستهاى زمين پيشى گرفته يك سر و گردن به خنگ چرخ * زانسان كه چاشت يكسره « 1 » پيش است از پسين تا پشت گاو و ماهى بيند به گوش تيز * و آنگه همه نشانِ به سر « 2 » سم دهد دفين خنگىست خوشخرام و سبكروح همچو باد * بر خاك نقش كرد سمش صورت مراد اى صاحبى كه چرخ و فلك بهر افتخار * هر صبح مىكنند سوى درگهت گذار بادى به شهر « 3 » فتح چو اسلام در ميان * بادى ز دشت فتنه چو اقبال بر « 4 » كنار
--> ( 1 ) . اصل : يكسر . ( 2 ) . اصل : برسم . ( 3 ) . اصل : شرح . ( 4 ) . اصل : در .